X
تبلیغات
دختران دانشگاه پیام نور رشت
خوش اومدی
یادش بخیر یه روزایی اینجا مینوشتم...نمیگم روزای خوبی بود ولی تجربه ی واقعا خوبی بود.

باور نمیکردم یه زمانی دلم تنگ بشه واسه اونروزا ولی شده!!دلم برای دوستام برای کلاسام برای استادام برای گربه ی جلوی سلف برای آقای یگانه حتی تنگ شده!!!

برای همشون آرزوی موفقیت و شادکامی دارم.انشاالله سال خوبی داشته باشن.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/01/24ساعت 11:32  توسط ساهي | 

گاهی  گمان نمی کنی، ولی می شود
گاهی نمیشود  که نمیشود  که  نمیشود
گاهی  هزار  دوره  دعا  بی اجابتست
گاهی  نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت   با  تو  یار  نیست
گاهی تمام شهر گدای  تو  می شود...

 

گمان نميكردم اما شد.

خیلی وقت پیش اين فيلم آخرش خوب تمام شد.آمده ام که خبرش را بدهم!به من گفته بود كه خوب تمام مي شود "كه سوال من اینست که چرا شما فکر می کنید که نمی توانید موفق شوید؟
امیدوارم در وبلاگ شما خبرهای خوبی از شما بشنوم.موفقیت با شروع آغاز می شود.پس لطفا شروع کنید..."

ميخواهم نظرش را براي همه ي پيام نوري ها بنويسم شايد براي آنها هم انگيزه ي خوبي باشد براي حركت.

باور كنيد كه هميشه ياد اين كامنتها مي افتادم و انگيزه پيدا ميكردم.اميدوارم نويسنده ي اين نظرات هرجاكه هست بهترينها را كائنات برايش رقم بزند.از او و از تمام وقتي كه براي يك پيام نوري گذاشت بسيار بسيار ممنونم!

 


""""پنجشنبه 27 اسفند1388 ساعت: 14:19

توسط:علی

 

 

بهترین سلام ها به شما.پیشاپیش سال نو مبارک.من کارشناسی ام را از پیام نور رشت گرفته ام.من دو سال پیش دقیقا همین احساس شما رادر مورد خودم و دانشگاه پیام نور داشتم!ولی نیازی به نگرانی نیست.این فیلم آخرش خوب تمام می شود!من همه افکار منفی را از ذهنم دور ریختم و امروز دانشجوی ترم دوم کارشناسی ارشد هستم.اگر من توانستم شما هم می توانید.
هرچی آرزوی خوبه مال تو-هرچی که خاطره داری مال من!
موید باشید.

سه شنبه 10 فروردین1389 ساعت: 16:39

توسط:علی

 

سلام.خودتان را باور کنید تا از توانایی هایتان شگفت زده شوید.من مطمئنم شما می توانید یک پایان با شکوه داشته باشید.کافی ست ذهنتان را از رویدادهای ناخوشایند گذشته خالی کنید.پس هرچی خاطره خوبه مال خودتان .خاطرات بدتان را هم حتما دور بریزید یا بایگانی کنید و روی آن بنویسید همه مطالب این فایل باطل شد.
لطفا به کاملا خوب شدن اوضاع و همه درس ها را 20 گرفتن فکر نکنید.اگر فقط به بهتر شدن اوضاع فکر کنید به شما قول می دهم پس از مدتی زندگی شما کاملا دگرگون می شود و شرایط کاملا خوب.
پس برای داشتن یک پایان باشکوه در دانشگاه پیام نور از همین حالا شروع کنید.موفقیت با شروع آغاز می شود.بیش از دوماه به آغاز امتحانات مانده.نیازی به نگرانی نیست.خواهر خوبم می توانید روی دوستی من هم حساب کنید.من در مقابل دانشجویان پیام نور احساس تعهد دارم.با دنیا دنیا آرزوهای خوب.این فیلم آخرش خیلی خوب تمام می شود...

 

چهارشنبه 18 فروردین1389 ساعت: 16:50

توسط:علی

 

سلام خواهر خوبم.من علی هستم . کارشناسی ام را در پیام نور رشت گرفتم.خواستم یکبار دیگر به شما بگویم همیشه برای ناامیدی زود است.البته به خوبی با شرایط شما آشنا هستم و شرایط شما را درک می کنم.یاد روزهایی می افتم که سال چهارم بودم.80واحد هم پاس نکرده بودم.بیشتر دوستان و همکلاسی هایم درسشان تمام شده بود.من خیلی نگران بودم.اما در این شرایط اوضاع بدتر هم شد.پدرم سکته مغزی کرد.اما باز این همه ماجرا نبود.تشخیص پزشکان بیماری آلزایمر بود که در انتظار پدرم بود.
اما من خواستم از این شرایط خارج شوم.تمام تلاشم را کردم.تا در کارشناسی ارشد پذیرفته شدم.من توانستم با قلب خود آشتی کنم.فروردین1390 هم آزمون دکترای تخصصیph.D دارم.البته فعلا معدلم بالای 17 هست و شاید با حفظ معدل 17دیگر نیازی به آزمون ورودی دکترا هم نداشته باشم.
حالا سوال من اینست که چرا شما فکر می کنید که نمی توانید موفق شوید؟
امیدوارم در وبلاگ شما خبرهای خوبی از شما بشنوم.موفقیت با شروع آغاز می شود.پس لطفا شروع کنید...

 

چهارشنبه 28 مهر1389 ساعت: 17:48

توسط:علی

 

سلام.این شما هستید که به دانشگاه پیام نور رشت رسمیت می دهید و نه دانشگاه پیام نور به شما.امیدوارم زندگی خوبی داشته باشید همراه با پیشرفت و موفقیت تا باز دانشگاه پیام نور به شما افتخار کند.ان شا’الله پس از فارغ التحصیلی بهتر حرفهایم را درک می کنید.پیام نور بخشی از گذشته همه ما خواهد بود و با گذشته مان که بخشی از زندگی ماست باید با احترام برخورد نماییم.با کمال ارادت و احترام.علی.دانشجوی سایق پیام نور رشت که با همه زجرهایی که پیام نور به من داد سبب شد تا در نهایت امروز دانشچوی سال آخر کارشناسی ارشد باشم و برای دکترا عزمم را جزم کنم.اگر یک دانشجوی پیام نور توانست پس سایر دانشجویان پیام نور هم می توانند.با دنیا دنیا آرزوهای خوب."""""

 


من هم توانستمِِ. مثل خیلی دیگر از هم رشته ای هایم توانستم در مسیری که میخواستم و آرزویش را داشتم قرار بگیرم.بايد صادقانه بگويم شايد باورش سخت باشد اما پيام نور دنياي مرا دگرگون كرد!هيچ وقت ترس ها يم را فراموش نميكنم هنوز هم از يادآوري آن روزها حالم بد مي شود.منهم مثل خيلي ها در سال آخر واحدهايي باقي مانده زياد داشتم.استرس امانم را بريده بود! اما تمام شد.مطمئن باشيد اگر شروع كنيد براي شما هم با موفقيت تمام مي شود.(اينها را براي دوستي مي نويسم كه دانشجوست و حال روزهاي سابق مرا دارد)

 راستش آمده بودم تجديد خاطره ،خواندن كامنتهاي قبلي برايم كلي خاطره انگيز بود.دوست دارم بدانم كه همراهان من در اين مسير حالا كجا ايستاده اند ؟دوستاني كه هميشه برايمان نظر ميگذاشتيد كجاييد؟

نميدانم با من موافقد يا نه؛اما من امروز

به پيام نوري بودنم افتخار ميكنم!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/10/27ساعت 19:37  توسط ساهي | 

یه روزایی پیام نور رشت چقدر وبلاگ نویس داشت! يعني همشون فارغ التحصيل شدن؟

بعضيا تعطيل كردن كه يه مدت كوتاهي بروند و بر گردند اما چه رفتني و چه بر گشتني؟!

بعضيا ضد بعضياي ديگه نوشتن و بعد بعضياي ديگه اومدن جوابيه نوشتن اما فقط همين و بس! ادامه اي در كار نبود.

بعضيا دچار مرگ تدريجي شدن. كم كم تموم شد روزاهاي وبلاگ نويسي.

بعضيا همزمان  با دو عنوان كاملا مشابه شروع كردن به نوشتن و بعد هر دو دست كشيدن از نوشتن!

بعضيا عليه استادا

بعضيا عليه همديگه

بعضيا عليه پيام نور

بعضيا هم كلا هيچي...!

يعني از اوضاع راضي شدن؟يعني رفتن؟يعني خسته شدن؟يعني نوشتن ديگه براشون جذاب نيست؟

يعني وقت ندارن؟

يعني منم درشو تخته كنم برم؟

خيلي سخته كه بگم شايد اين آخرين بار باشه.

"شايد"ي كه به نظرم بهتره به "بايد" تبديل بشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/07/22ساعت 22:59  توسط ساهي | 
سوالات متداول رشته ی اجرایی

سوالات متداول رشته پروژه

این یه بخش از همون لینکهایی بود که قبلا گذاشته بودم.سر بزنید بد نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/03ساعت 2:20  توسط ساهي | 
اینکه یه سری اساتید در تمام طول ترم برای تفهیم مطالب به دانشجو تلاش میکنن برای دانشجو  و شخصیتش ارزش قائل هستن و سر میان ترم با دانشجو راه میان

و استاد دیگری که در تمام طول ترم کلاسهاش رو می پیچونه و ذره ای فهم و ادب در برخورد با دانشجو نداره و میان ترم رو هم عشقی رد میکنه یا اصلا رد نمیکنه!

چی رو ثابت میکنن؟

۱.تابستون و این حرفها؟

۲.خودت مقصری!

۳.بازم غر غر؟

۴.همینه که هست!


 بعدا نوشت:

ببخشید که نظر خصوصیتون رو عمومی میکنم اما واقعا دوست داشتم همه بخوننش.واقعا برام نگاهتون مهم بود! نوع نگاهتون...!!

استادی برای ما نوشت:

"سلام دانشجوی محترم، من از استادانی هستم که زیاد هوای دانشجو را دارم و مشکلات اونا رو خوب درک می کنم و به خاطر وضعیت درهم برهم مملکت و دانشگاه به کسانی که تو امتحان میان ترم شرکت می کنند کمتر از 5 نمی دم و با اینکه می دانم این کار اشتباهی است ولی بازهم حیفم می آید که دانشجو برای بار دوم، سوم و ... شهریه به حساب دولتی بریزد که هیچکدام از کارهاش منطقی و با برنامه نیست. باید قبول کنید که برخی از دانشجویان که تعدادشون هم کم نیست واقعاً به درس بی توجه هستند و حرمت استاد دانشجویی را رعایت نمی کنند و به جای درس خواندن و تلاش کردن دنبال راهها و افرادی هستند که از استاد نمره بگیرند و اگر هم استاد حق دانشجو را بدهد انواع تهمت ها به استاد می زنند و ... ."

کاملا حق با شماست استاد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/11ساعت 19:3  توسط ساهي | 
 
به نقل از خبرگزاری فارس:
رئيس دانشگاه پيام نور گيلان خبر داد:
تدوين افق 4 ساله دانشگاه پيام نور گيلان

خبرگزاري فارس: رئيس دانشگاه پيام نور گيلان از تدوين افق چهار ساله اين دانشگاه در استان گيلان خبر داد.

به گزارش خبرگزاري فارس از رشت، محمد دوستار بعد‌از‌ظهر امروز 89/04/23 در جلسه اين دانشگاه با قدرداني از برگزاري شايسته و مطلوب امتحان‌هاي نيم‌سال دوم 88 ـ 89 اظهار داشت: در چهار سال گذشته با همكاري و همدلي مسئولان واحدها و كاركنان توانستيم به موفقيت‌هاي قابل توجهي در بخش‌هاي علمي، آموزشي، فرهنگي و عمراني دست يابيم.
وي ادامه داد: مجموع اين فعاليت‌ها در طول چهار سال گذشته و با حمايت دولت نشان‌دهنده روند رو به رشد دانشگاه پيام نور گيلان در بخش‌هاي مختلف است.
دوستار افزايش جمعيت دانشجويي از 17 هزار به مرز 30 هزار دانشجو، افزايش تعداد مراكز از 11 مركز و واحد به 18 مركز و واحد، افزايش فضاي آموزشي به 19 هزار مترمربع، افزايش زمين‌هاي دانشگاه به 35 هكتار و افزايش فضاي آموزشي و اداري از 69 سانتي‌مترمربع به 1.5 مترمربع به ازاي هر دانشجو را از طرح‌هاي توسعه دانشگاه پيام نور گيلان عنوان كرد.
رئيس دانشگاه پيام نورگيلان انتقال چند ساختمان بلا استفاده در شهرستان‌هاي تابعه به دانشگاه و موفقيت دانشگاه در بخش‌هاي مختلف علمي و فرهنگي را مرهون حمايت دولت و مسئولان استاني دانست.
وي خاطرنشان كرد: تمام اين تلاش‌ها براي توسعه كمي دانشگاه لازم بوده و بايد با طراحي و ترسيم افق چهار ساله دانشگاه پيام نور گيلان راه‌هاي توسعه و پيشرفت اين دانشگاه هموارتر شود.
به گفته دوستار براي تربيت دانشجوي متعهد، آگاه و توسعه يافته و دستيابي به اهداف عاليه علمي، آموزشي، فرهنگي و تربيتي دانشجويان و با توجه به سيستم دانشگاه پيام نور «آموزش از راه دور»، اجراي روش‌هاي نوين آموزشي سبب توسعه كيفي دانشگاه است.
رئيس دانشگاه پيام نور گيلان تصريح كرد: با توجه به سرعت، دقت و فراگير بودن اين نوع آموزش منحصر به‌فرد و استقبال همگاني براي تحصيل در اين نوع سيستم آموزشي در كشور و نياز به فعاليت در بخش‌هاي مجازي و سايبري و نيز توسعه روزافزون و دستيابي به شعار دانشگاه «آموزش براي همه كس، همه جا و همه وقت»، لازم است تا دانشگاه با تعريف و لحاظ روش‌هاي نوين آموزشي براي توسعه و ارتقاي كيفي گام بردارد.
وي ادامه داد: بي‌ترديد اجراي روش‌هاي نوين آموزشي براي آموزش همگاني و تحصيلات تكميلي سبب توسعه كيفي دانشگاه و تربيت نيروي متعهد و توسعه يافته مي‌شود.
دوستار با اشاره به طراحي و تدوين افق چهار ساله دانشگاه پيام نور گيلان، خواستار مشاركت تمام مسئولان بخش‌هاي مختلف دانشگاه در طراحي و تدوين سند افق چهار ساله اين دانشگاه شد.
رئيس دانشگاه پيام نور گيلان خاطرنشان كرد: ديدگاه‌ها و تجربه‌هاي ارزشمند مسئولان و همكاران در ترسيم افق چهار ساله دانشگاه پيام نور گيلان موثر است.
مسئولان واحدهاي دانشگاه پيام نور گيلان نيز در اين جلسه با تشريح عملكرد واحدهاي زير نظارت، شاخص‌ها و اولويت‌هاي طرح مذكور را برشمردند و مقرر شد مسئولان واحدها با برگزاري جلسه‌هاي كارشناسي ديدگاه‌هاي خود را ارائه كنند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/24ساعت 16:43  توسط ساهي | 

بالاخره امتحانات این ترم هم باتمام حرف و حدیث هاش تموم شد....

اون چیزی که منو خوشحال میکنه نه راحت شدن از درساست نه اومدن تابستونه .... اون چیزی که منو به وجد میاره اینه که یه قدم دیگه به تموم کردن پیام نور نزدیک شدم!!نمیدونی چه حسیه!!

امیدوارم آخرین تابستون پیام نوریم باشه....
خدای درهای بسته خدای درهای باز مارا از این آستانه بگذران....


پ.ن فوتبالی: اسپانیای عزیز انتقام کره شمالی آسیایی رااز پرتغال بگیر!!دلمان به شدت بعداز دیدن مستند مردم کره شمالی ریش ریش است!!


+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/08ساعت 12:28  توسط سهبا | 

به تنها چیزی که این روزها فکر میکنم

وجدان استاداست!!!!



؟؟؟؟



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/03ساعت 10:53  توسط سهبا | 
عجب مصیبتی گیر کردیما!

 

این ترم بازی جدیدشون اینه!

تعداد سوالان نسبت عکس داره با زمان! هر چی سوالات بیشتر میشه وقت کمتر میشه!

میگی نه؟ از تمام بچه هایی که این  هفته امتحان دادن بپرس!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/03/20ساعت 21:17  توسط ساهي | 
شعري از پابلو نرودا

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن


برای همه پایان ترمی آرام خوب و سرشار از موفقیت آرزو مندم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/11ساعت 21:16  توسط ساهي | 
می تونید یک سری اطلاعات راجع به رشته مهندسی مدیرت پروژه و  هئیت علمی و اعضا و نمونه سوالات و... اینجامشاهده کنید

و همچنین می تونید یک سری اطلاعات راجع به رشته مهندسی مدیرت اجرائی و هئیت علمی و اعضا و نمونه سوالات و... اینجا مشاهده کنید

 حتما یک سری به بخش اعضا و بعدش بخش دستیاران آموزشی و  هئیت علمی و سوابق اونها بزنید(هم برا اجرائی ها هم برا پروژه ها) چیزهای جالب و خوندنی وجود داره البته بیشتر برای بچه های پیام نور رشت

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/04ساعت 23:59  توسط ساهي | 
همه چی داغونه..........من چقد بدحالم!

چقدر تا امتحانا مونده؟ من هیچی نخوندم!هیچی به معنای واقعی کلمه! یعنی می رسم؟

من و کتابای قطور و کلاسای نصفه نیمه و امتحانای خفن و....

من و هزار تا درد...

دانشجوهای دانشگاههای دیگه و هزار تا سر خوشی!

تقصیر خودم بود ۱سال نخوندم تا ۴سال راحت باشم!

بازم برگشتم سر حرفهای تکراری و پوچ و بی فایده! اصلا ولش کن!پاشو برو به زندگیت برس... مگه بیکاری نشستی وبلاگ میخونی؟

دیگه هیچ انگیزه ای ندارم.نه واسه درس نه واسه وبلاگ نویسی نه واسه زندگی نه حتی واسه نفس کشیدن.

کم اوردم.چندتا شو نمی دونم...خیلی....


پ ن سوم اردیبهشتی:به زودی یک پست راجع به نصایحی که دوستان فرمودند در مورد همین پست صفر و یک میگذارم تا شما هم مثل من مستفیذ گردید! با تشکر

پ ن ۲:ضمنا حالمان اندکی بهتر از گذشته می باشد چون میان ترمان در راه است(میان ترمان=فصلی زیبا در اواسط ترم) و باید یک حیوان بخت برگشته را به شدت بزنیم(حیوان بخت بر گشته=خر!)

پ ن ۳:از تمامی دوستان که در نظرات عمومی و خصوصی دلداریمان دادندی بسی سپاسگزار بودندی و ایزد را شکر کردندی از اینکه همچین دوستانی داشتندی!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/16ساعت 23:52  توسط ساهي | 

نمي دونم اينهمه خاک و تار عنكبوت يهو از كجا اومد! بايد يه خونه تكوني مجازي اينجا انجام بديم.سهبا ميگفت چرا آپ نمي كني. اما من   نمي دونم واقعا چي بنويسم.اين روزا همش به خودم و اطرافم نگاه مي كنم.به بچه هايي كه تو همين پيام نور افسرده ي بي رمق، به هفت ترمه تموم كردن و معدل 18 فكر مي كنن و به خودم.الان هم هي مي نويسم و هي پاك مي كنم.

دچار خود تخريبي شدم وحشتناك.كلا در تمام عمرم هيچ كس به اين اندازه  كه الان دارم خودم رو سرزنش مي كنم سرزنشم نكرده.از خودم بدم اومده كاش مي شد تمام روزهاي گذشته رو shift+del  بزنم و از نو شروع كنم.

دقت كردي  انتخاب اساتيد رشته ي ما چطوري صورت مي گيره؟اين پسر عمه ي اونه!اون عمه جان دختره اينه.فلاني زن نوه ي داييشه! يعني كلا ضابطه كشك! برو تو كوك رابطه!!

شايد اين آخرين پست سال 88 من باشه. پس پيشاپيش  بهارتون بهاري و سبز و خرم.

راستي مواظب خودتون و  وجدانتون تو آخرين شب چهارشنبه سال باشيد!

يه نگاه به تقويم درسي تون هم بندازيد.ببينيد كه با چه سرعتي داره ترمتون تموم ميشه پس از فرصت ها استفاده كنيم(پيام بازرگاني بود اين قسمت)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/12/24ساعت 16:33  توسط ساهي | 
 برای دیدن تاریخ و ساعت کلاسهای نیمسال دوم پیام نور رشت در دو رشته ی مهندسی مدیریت پروژه و مهندسی اجرایی  کلیک کنید

( البته ممکنه که بعضی از کلاسها   تغییر کرده باشه چون خودمون نرفتیم دانشگاه زیاد مطمئن نیستیم. اگه کسی خبر جدیدی داره خوشحال میشیم بدونیم )

کلاسهای رشته پروژه

کلاسهای رشته اجرائی

با تشکر از زهرا که زحمت تهیه و آپلود عکسا رو کشیده

***برای انتخاب واحدهای اختیاری از پودمان باید ۶۰ واحد(قبلا ۹۰ واحد بود) پاس کرده باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/21ساعت 10:20  توسط ساهي | 

کاربران محترم سایت گلستان در حالت احتضار به سر میبرد!!

لطفآ به گیرنده های خودتون دست نزنین!!



من میخوام نمره مو ببینم بابا!!حالا نمیشد دیرتر مرگت می زد!!؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/30ساعت 0:1  توسط سهبا | 
از جمله نصیحتهای پدرانه پدر من:

"بی تقلب مرو سر امتحانات گر انیشتین زمانی"

هر وقت که میخوام برم سر جلسه اینو میگه اما من بچه +تر از این حرفام!

نمره ها یکی یکی داره میاد!برام بیشتر از این حرفها دعا کنید!برا سهبا هم همینطور!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/28ساعت 11:59  توسط ساهي | 

موج جدید نمرات رسید!!!!



یعنی وقتی میخواسم یکی از نمره هامو نگاه کنما تمام مرده ها جلو چشمم اومدن!(میخواسن منو با خودشون ببرن )

اما خوشبختانه وقتی نمره مو دیدم نفسم اومد بالا بعدم یهو همه شون پر کشیدن!!

همه موفق!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/23ساعت 11:9  توسط سهبا | 

و چه امتحاناتی میگیرد این پیام نوررر!!!!

براش فرقی نمی کنه دو دور خونده باشی یا یه دور یا اصلا نخونده باشی کلا اینکه حق نداری از یه نمره ای بالاتر بگیری!!(اینکه حدش چه قده همین نمره هایی که من میگیرم تو میگیری!البته منظور فقط در درسای تمام تستیه والا تو تشریحی که نمره ها به دلایل مختلف که خودمو خودت خوب میدونیم بی نهایت بین من و تو اون و... فرق میکنه)

خلاصه اینکه بدجور انگار خبرایی هسس!پس اگه تاحالا امتحان ندادی بدون این ترم بیشتر از همیشه پیام نور حالش خرابه!!!


پ.ن: به گزارش مراکز تحقیقاتی دوز عقده ای بودن طراحان سوال بدجور افزایش یافته است!!!

پ.ن 2 :وز*ارت اطلا*عات به دانشجویان پیام نور هشدار داد که مراقب فیتیله پیچ شدن از سوی دشمنان استکباری دانشجویان پیام نور(اعم از طراحان سوال,مراقبین,بعضی استادان)باشند!شواهد از ا*نقلاب عقده ای گشانانه ی این گروهک ها دارد!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/16ساعت 17:32  توسط سهبا | 

به پيش روي من تا چشم ياري مي كند درياست

چراغ ساحل آسودگيها در افق پيداست

در اين ساحل كه من افتاده ام خاموش

غمم دريا

دلم تنهاست

وجودم بسته در زنجير خونين تعلقهاست

خروش موج با من مي كند نجوا

كه هر كس دل به دريا زد رهايي يافت!

مرا آن دل كه بر دريا زنم نيست

ز پا اين بند خونين افكنم نيست

اميد انكه جان خسته ام را به آن ناديده ساحل افكنم نيست!

 بر وبچ همه تعطيل كردن رفتن درس بخونن.بيخود نيست كه بهشون ميگن: مهندس! مهندس! بالاخره بايد زحمت كشيد ديگه.

ما هم ديگه بهتره بريم به خيل عظيم دقيقه نوديها بپيونديم و  شروع كنيم ديگه به درس خوندن!

برامون دعا كنيد براتون دعا مي كنيم(جمله شرطي ها!!)

راستي شعر بالا از فريدون مشيريه نمي دونم منظورش از ناديده ساحل دقيقا چي بوده اما ما اينجا ناديده ساحل  زياد داريم. يكيش تموم شدن اين ترم به خير و خوشيه! يكي ديگه اش هم سر *** مي دهد بر باد!!(هيش... دهنتو گاز بگير!خدا به دور!)


بعدا نوشت:          ***  = ؟؟؟

الف:نارنجي

ب:سرخابي

3:زرد تخم مرغي

D:رنگ چشماي محمدرضا گلزار!!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/12ساعت 23:37  توسط ساهي | 

 

 

به عقلت بیاموز هر دانشگاهی ارزش رفتن ندارد!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/02ساعت 16:17  توسط ساهي | 

اون موقع كه شش نمره  دستشون نبود مي گفتن كه اگه بود چه كارها كه براي دانشجو نمي كردن! حالا كه هست  انگار ارث پدر مرحومشونه.همشون "استاد" شدن حالا.

دانشجو:استاد ميان ترم رو چه جوري ميدين؟

استاد:

_ من ميان ترم رو از 0  تا 6 ميدم ديگه

_ديگه سعي مي كنم( سعي مي كنه حالا براي ما !!!) از 3 پايين تر به كسي ندم

مي خوام 100 سال سياه شمسي و قمري و ميلادي عمرت به دنيا نباشه كه بخواي ميان ترم بدي! ايشششششه!

فداي همون ده هفتم خودمون كه هر ترم بي منت به نمره هامون اضافه ميشه .

تقديم به ده هفتم عزيزم:

 با چشمان تو مرا به الماس ستارگان نيازي نيست!

با آسمان بگو!!

(احمد شاملو)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/25ساعت 12:55  توسط ساهي | 

روز دانشجو

بر

 سرکاران امروز

و

بیکاران فردا مبارک باد!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/16ساعت 12:54  توسط سهبا | 

- کسانی که خود بسیارند،

نیازی به هم وطن ندارند.

کسانی که خود آزادند،

از زندان به ستوه نمی آیند.

آدمهای اندکند

که به ازدحام محتاجند./دکتر علی شریعتی/

- هیچ وقت ، هیچ کجا، هیچ کس  برای آدم احترام قائل نمیشه مگر اینگه شخصیت آدم قابل احترام باشه! قبول کنیم که خیلی از ما با حرفا و رفتارهای لوس و سبک سرانه ای که تو کلاس و محیط دانشگاه داریم باعث میشیم که استاد هر چی از دهنش در میاد بارمون کنه!! انصافا خیلی جاها حقمونه.

رفتار خیلی ها تو دانشگاه در حد یک دانشجو نیست.تر و خشک هم که با هم می سوزن دیگه!!

- من نمی دونم این "مثلا اساتید دانشگاه" چه منتی دارن سر ما؟! تو  سابقه تدریس تو دانشگاه می خوای بلد هم نیستی تدریس کنی به من چه! چرا حرصتو سر ما خالی می کنی؟

انصافا خیلی از دانشجوهای خودمون مسائل کتاب رو راحت تر و بهتر و درست تر از استاد  توضیح میدن!

-  انتقادات ما از پیام نور باعث شده که یه عده پیام نوریها رو زیر سوال ببرن. فکر می کنم حساب "پیام نور" اساسا از حساب "پیام نوریها" جداست.چرا که "پیام نور" یک شخصیت حقوقی بسیار مزخرف و بی سر سامانه اما "پیام نوری" یک شخصیت حقیقی ساعی و شکست ناپذیره!که با وجود تمام مشکلات و سختی ها داره درس می خونه و جیکش هم در نمیاد.

تشخیص این دو موجود از هم کار بسیار ساده ایه.تعجب می کنم واقعا از خیلیها که قاطی می کنن ماجرا رو !!

- من فکر کردم شایعه است اما کاملا حقیقت داره که دانشگاه ما یعنی پیام نور رشت به رنگ روشن مانتوی بچه ها گیر میده علی الخصوص رنگ سبز!! البته ما که تو این کارا دخالت نمی کنیم اینقدر بهم گیر بدن که خسته بشن. به من چه؟ واقعا به من چه!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/25ساعت 11:12  توسط ساهي | 
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در
جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند

شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان
قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد

پ ن:دلم خواست این متن رو این لحظه اینجا بنویسم بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ ارتباطی با موضوع!
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/09ساعت 23:36  توسط ساهي | 
من خسته شدم!خیلی خسته شدم!!

حرفام بوی تکرار می دن.حرفایی که من و تو خیلی خوب می دونیم و می فهمیم.

با تمام وجودم خستگی رو احساس می کنم.خسته شدم از قانون های پیام نور(آخرین ضربه ای که از این قوانین خوردم بدجور یادم می مونه برای همیشه) خسته شدم از استادای .....(باورکن هرچه قدر فکرکردم نتونستم اون صفتی که دلم می خواد رو پیدا کنم) خسته شدم از کلاسای شلوغ از بافرهنگیه دوستانم که عزیز دل!!هرکی سرساعت رشته خودش بیاد کلاس!!خسته شدم از مزه پرونی های گریه آور همکلاسهام اونم با لهجه های نابببب(چندبار میخواستم راجع به این لهجه های ناب پست بذارم اما دل و دماغش نبود)!خسته شدم از نفهمیه (هیچ کلمه ای نتونستم پیدا کنم واقعآ ببخشید!!) بعضی از کارمندای باحالمون!

همیشه فکر میکردم آدم پشت کنکور موندن نیستم و برای همینم نموندم!من اصلآ کنکورو اونجور که بقیه به یاد دارن ندارم!من فقط یادمه که یه امتحان دادم مثل تموم امتحانایی که تو دوره متوسطه دادم!وقتی میگم یه امتحان معمولی بود برام یعنی واقعآ یه امتحان معمولی بود برام!هرچه قدر به اون موقع فکرمی کنم کمتر به خاطر میارم که من حتی یه روز یه روز رو با استرس گذرونده باشم!اما الان روزی نیست که توش استرس نباشه!از اون موقع فقط شیطنت هام یادمه همین!!می دونم که تافته جدابافته از هم کلاسی هام نیستم!اما اینو می دونم که تمام دوستانم که اون موقع به شدت کنکور رو جدی گرفته بودن و کلی هم ادعا داشتن همون جایی هستن که من الان هستم!!به همین راحتی!هنوز هم ادعا دارن و شناخته شده هم هستن.اگه اسماشونو بگم همشونو می شناسی.....

بعداز 3 سال امروز به خودم گفتم کاش یه سال پشت کنکور مونده بودم!فقط یه سال!اون موقع الان خودم رو سرزنش نمی کردم!خیلی از دوستام انصراف دادن و رفتن البته نه به جای بهتری!!رفتن به جای راحت تری!!خیلی هام اون موقع بهم گفتن انصراف بده اما گفتم من انصراف بده نیستم!!چون هیچ وقت احساس خستگی نکرده بودم.

چیزی که این روزها بیشتر از بقیه چیزها آزارم میده جوکلاساست!سر یه کلاس باخودم میگفتم یعنی واقعآ جای من همینجابود!!همون لحظه هم به مقصربودن خودم رسیدم!به حرف بهترین دوستم فکر می کردم که چرا درس نمیخونی؟؟(موقع کنکور!!)و به این نتیجه رسیدم که حقم بوده!چون خودم خواستم و در واقع نخواستم!!!

یادم نمیاد از یه کاری متنفر شده باشم و همچنان به اون کار ادامه داده باشم!به راحتی رهاش کردم!من از پیام نور متنفرم!!!!اما الان نمی تونم رهاش کنم به هزاران دلیل شخصی.

حتی به این شک کردم که این همه صبرنتیجه خوبی داره یا نه!وقتی به اطرافیان خودم نگاه می کنم از من بهتراش هم نتونستن اون کاری که میخواستن رو برا خودشون جور کنن!شک کردم به اینکه آیا ارشد خوندن فایده ای هم داره واقعآ!؟؟حتی شک کردم به اینکه  تموم کردن همین یه سالم فایده ای داره یا نه!!؟هنوز نتونستم انتخاب کنم بین پدر پولدار و پدر فقیرم!!هنوزم نمی دونم کدوم درست میگن!بااینکه تموم اتفاقای اطرافم انگاری بهم نشون میدن که کدوم درست میگن!

حرف مردم راجع به خودم هرگز برام مهم نبوده اما طرز تفکرشون راجع به موضوعات مختلف خیلی برام مهم بوده همیشه!وقتی تحصیل کرده ش نمیفهمه رشته اجرایی یا پروژه چیه!!حتی وقتی براش توضیح میدی فکرمیکنه داری فخر میفروشی یا چون چیزی نیست داری اینقدر تعریف میکنی ازش!من قراره بین همین مردم کارکنم!حالا وقتی نمی فهمن من چه کنم!؟

میدونم این شرایط رو من خودم انتخاب کردم اما همه مون به حمایت نیاز داریم!نداریم!؟

احساس می کنم از هرنظر کلاه گشادی سرم رفته.اصلآ وقتی میرم تو کلاس همه رو با کلاه میبینم!همیشه میگن مشغول بودن خیلی بهتر از بیکاریه دیگه نه!؟؟همیشه خیلی قشنگ سرمون کلاه میذارن.....

استادان عزیز کمتر بر سر ما منت بگذارین!!یعنی می خوام ببینم اگه مثلآ  یه دانشجوی دانشگاهه(اسم نبرم بهتره) اینقدر حرف بخوره همینطور ساکت سرکلاس میشینه!؟اگه هرگز سر کلاسی به استادی حرف نزدم فقط برای اینه که مطمئنم همون دوستی که بغل دستم نشسته و ده ها نفر دیگه میزنن تو دهنم!چون هم زبون نداشتم هیچ وقت.توروخدا این پاراگراف آخروبه قضیه کلاس طراحی معماری ربط ندین من نه سرکلاسش بودم نه می دونم جریان چی بوده!من چندتا استاد دیگه رو گفتم که تا جایی که سعی دارم اصلآ کلاسشونو نمی رم.

امیدوارم این چندترم هرچه زودتر تموم شه!و اون چیزی که منتظرشم جور شه!امیدوارم جور شه!باید جورشه!امیدوارم که جور شه....فقط دوست دارم که هرچه زودتر پیام نور تموم شه!!

هن!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت 20:7  توسط سهبا | 

۱. كلاس رياضي 2   آقاي جواد عزيزي از پنجشنبه 23 مهر تشكيل ميشه

 رشته ي اجرائي 8 تا 9.30

رشته ي صنايع 9.45 تا 11.15

رشته ي پرو ژه11.30 تا 1

مكان:رشت.بلوار امام خميني-روبه روي موسسه مسافر بري استقلال-جنب بانك كشاورزي-موسسه آموزش عالي علمي و كاربردي صنعت آب و برق واحد اموزشي گيلان

۲.مي دونستي نمره ي ميان ترم محاسبه و سپس مقايسه ميشه؟ يعني ضريب۷/۱۰ رو محاسبه مي كنند با نمره ي ميان ترمي كه استاد بهت داده مقايسه مي كنند هر كدوم كه به نفعت بود همون رو اعمال مي كنند.

اين مطلب رو وقتي فهميدم كه كلي واسه يه پروژه زحمت كشيدم اما استاد بهم داد 5 و به قول خودش چه نمره ي خوبي هم داد!اما من با احتساب ضريب۷/۱۰ نمره ام بهتر شد.يعني اگه كلا كلاس نمي نشستم و اون همه در گير گرفتن مجوز واسه عكس برداري و اجازه از اين و اون نمي شدم(بگذريم از صرف هزينه مالي و زماني) برام خيلي بهتر بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 5:44  توسط ساهي | 

 *وقتي جهان از ريشه ي جهنم

و آدم از عدم

و سعي از ريشه هاي ياس مي آيد

وقتي يك تفاوت ساده در حرف

كفتار را به كفتر تبديل مي كند

بايد به بي تفاوتي واژه ها

و واژه هاي بي طرفي چون نان دل بست

نان را

از هر طرف كه بخواني نان است!/ زنده ياد قيصر امين پور/

**نمي دونم چرا تو پيام نور كسي نمي فهمه ما چي ميگيم.مخصوصا تو آموزش!

تو اموزش كه بري، بخواي يه سئوال بپرسي اينقدر مي پيچوننت كه موقعيتت يادت ميره و احساس مي كني داري با بقال محل صحبت مي كني.طرف هيچي نمي دونه  نشسته پشت ميزش چاي مي خوره با كشمش! چهارتا كلاس رو نمي تونه گروهبندي كنه.سه تا رشته فني با هم تو يه كلاس ميشه؟  حرفم كه نميذاره بزني.تا مي خواي دهن باز كني حمله مي كنه بهت!

دلم مي خواد  به  دو قسمت مساوي تقسيمش كنم اونوقت اسمش رو بذارم آقاي دو گانه!

***بعضيا مثل اينكه  هميچين يه نمه دچار خود بزرگ بيني شدن!

 "ندونستن فرق مي كنه با نفهمي و بيشعوري سرش رو عين خر انداخته پايين اومده تو كلاس!"

" فكر كرده يه پا جلوتر از ماست من خودم ده پا از اون جلوترم!خونه ي ما سبزه ميدونه!من خودم تا سه چهار سال پيش سر كوچه مون وايميستادم!!!!!!!!!!!!! "

واقعا بدور از شخصيت يه استاد نيس اين حرفا؟  خر كيه؟ سر كوچه ايستادن يعني چي؟

 در ضمن وقت كردي چشاتو اندكي درويش كن خوش تيپ!

**** من نمي دونم ما چرا عادت كرديم به هر كسي بگيم استاد. بابا استاد شدن كار هر كسي نيست كه گاو نر مي خواهد و مرد كهن!من فكر كنم تو پيام نور رشت ما نهايت سه تا دانشيار داشته باشيم،استاد كجا بود آخه؟

بنابراين زين پس به جاي  واژه ي ثقيل و نا موزون و نا مربوط "استاد" از "آقاي فلاني" و يا "خانوم بهماني" استفاده كنيم.چون در غير اينصورت امر بر اونها مشتبه شده و واقعا فكر مي كنن استاد هستن  اونوقت وقتي سر ميان ترم و پايان ترم خودكار رو دستشون گرفتن و "استادانه" حالت رو گرفتن مي فهمي من چي مي گم! البته اگه كسي بخواد حال كسي رو بگيره تحت هر شرايطي مي گيره چه استاد باشه چه دانشجو! اساتيد فن مي دونن من چي مي گم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/15ساعت 16:33  توسط ساهي | 

فصل اول:دلتنگي( از همون كتاب معروف!!)

"لحظه ي ديدار نزديك است

باز مي لرزد دلم،دستم

باز گوئي در جهان ديگري هستم"

بازم رسيد.پائيز تن طلايي رسيد.فصل آشنايي من و تو. تو كه به جهنم!منو بگو كه  چرا اسير تو شدم.دوباره از فردا شروع ميشه كتاب و استاد  و كلاس و قانوناي تازه و  دانشجوهاي افسرده ي سر به زير و ...

چه دل سنگي داري تو به خدا.بس نيست اين همه ادا واطواري كه واسه ما ريختي؟كي مي خواي تمومش كني؟ با شروع هر فصل ما هستيم و ماجراهاي تازه اي كه تو واسه ما خوابشو ديدي.

خوشم مياد با اينكه اين همه خودتو دست بالا مي گيري و حرف از بين المللي بودنت مي زني اما هيچ كس قبولت نداره!! نه مني كه دانشجوتم نه استادهات نه هيچ كجاي ديگه.

فصل دوم:تعادل

 هر كسي به اندازه اي كه احساسش مي كنند،"هست".

هر كسي را نه بدان گونه كه "هست"،احساس مي كنند،

بدان گونه كه احساسش مي كنند،هست./ع شريعتي/

همه ي آدمها سعي مي كنن به بقيه آدما ثابت كنن كه اونا با بقيه ي آدماي ديگه فرق مي كنن.(چي گفتم؟)منظورم اينه كه ما هميشه سعي داريم بگيم تافته ي جدا بافته هستيم،فرق داريم با بقيه،خيلي متفاوتيم.اين بستگي به اين داره كه واقعا تفاوت رو  در چي ببينيم.ما همه سعي مي كنيم اوني باشيم كه بقيه مي خوان نتيجه اين ميشه كه همه شبيه هم ميشيم اونوقت تعادل تو دنيا بهم مي خوره اونوقت تو ناچاري يك ساعت بشيني فلسفه ببافي كه ثابت كني با بقيه فرق داري در حالیکه نداری.

فصل سوم:غرور

اگه يه دانشجوي پيام نوري يه درس رو با يه نمره ي خوب پاس كنه يقين داشته باش همه جاي دنيا توي هر دانشگاه ديگه اي هم كه بره باز مي تونه اون درس رو به راحتي پاس كنه چرا؟

چون تو پيام نور تا اشراف كامل به همه ي مباحث كتاب نداشته باشي نمي توني يه درسي رو پاس كني

 اگه بخواي از 14 تا فصل يه فصلي رو  ناديده بگيري يهو 40 تا سوال از همون فصل مياد

 در حالي كه تو دانشگاه هاي ديگه استاد خيلي راحت بعضي فصلها رو حذف مي كنه يا اصلا خودش جزوه ميده يا اينكه اگه سر كيسه رو شل كني مي توني يه درس سخت رو كه زرنگترين بچه هاي كلاس16 ،17 گرفتن بگيري 19 !چرا؟ چون1جلسه رفتي پيش استاد كلاس 150 تومن دادي(اين كه گفتم از بچه هاي شبانه دانشگاه گيلان بوده ها!)

اصولا دانشجوي پيام نور خود ساخته است چون بدون استاد، بدون جزوه، بدون داشتن جواب درست مسائل كتاب بايد تمام كتاب رو جز به جز بخونه تا قبول شه رو كمك هيچ كس هم حساب نكنه واسه همينه كه اگه رمقي بعد از فارغ التحصيلي براي ادامه ي زندگي داشته باشه و تصميم بگيره كه كنكور ارشد امتحان بده  يقينا از سخت ترين رقبا براي دانشجويان دانشگاههاي ديگر خواهد بود.

البته استثنا هم وجود داره ها مثلا يكي از دانشجو ها تو پیام نور يه درس وحشتناك تخصصي رو شده ۱۹كه هنوزم كه هنوزه منو سهبا دهنمون از تعجب بازه.البته آقاي "س.ر.م" همه ي اون 6 ،7 نفري رو كه اين درس رو برداشته بودن با نمره هاي بالا قبول كرد اما اين نمره 19 ديگه خيلي...تو پيام نور عمومي و عملي رو نميشه به راحتي 18 گرفت اونوقت ...خدا شانس بده!

فصل چهارم:خار مغيلان

توي جشن شكوفه ها كه  براي ما گرفته بودند(همون جلسه توجيهي پيام نور رو ميگم)بعد از اينكه كلي از  تشكيلات پيام نور براي ما تعريف شد و ما كلي تو دلمون قند آب شد كه به به عجب جائي. خانم تاج بخش بود فكر كنم كه گفت:

"در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم/سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مدار"

(كه چند تا از بچه ها داد زدن "غم مخور"  درسته خانوم!)  الان مي فهم كه خار مغيلان يعني چي و بيابان يعني كجا.

مثل اینکه کلاسها  دانشگاه پیام نور رشت تا تاریخ۱۱ مهر کنسل شده.به همین راحتی!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 16:41  توسط ساهي | 

باز ترم جديد شروع شد و باز بي نظمي و ...

 منابع عوض شده واحدها عوض شده استادها عوض شده شهريه عوض شده  بستانكاري  عوض شده  بدهكاري عوض شده ....

اومدم دنباله ي ناتمام چندتا پستي رو كه قبلا گذاشتم بنويسم.

        icdl!!!!      و            جام بلا    

  

بهار 88

زمزمه هاي از طرف برخي دانشجوها شنيده ميشد كه انگار قراره دوباره ارائه ي مدرك icdl  الزامي بشه.

تابستان 88

الزامي شد! به همين سادگي و به همين خوشمزگي!

نمي دونم چرا بعضيا شاكي هستن ؟ ديگه شتريه كه در خونه ي همه مي خوابه ديگه! امروز اين مدرك رو نگيري فردا كه استخدام جايي شدي( حتما.... حتما....!) بايد بگيري كه!

امان از دست اين پي پي جون*! 

*= پيام نور!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26ساعت 9:35  توسط ساهي | 
ازکی تاحالاشهریه ثابت ورودی های قدیمی زیاد میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شهریه ورودی های ۸۶ مگه ۵۵ هزارتومان نیست؟؟پس چرا شده ۶۳۲۵۰ تومان!!!!!؟؟؟؟؟؟

پول زوره!!؟شایدم به خاطر خدمات چندوقته اخیره!!

لیست جدید رو باورکنیم یا لیست سایت انتخاب واحدرو؟چرا باهم نمیخونه!؟پیش نیازش پس نیازش کوفت نیازش همه چیش که فرق می کنه.

خدایا یادم نبود که اینجا پیام نور است!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 19:10  توسط سهبا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سهبا دانشجوی پیام نور رشت.
id: sahba_pnu
ساهی دانشجوی پیام نور رشت.
id: sahi_pnu
×این وبلاگ هیچ ارتباطی با مسئولین پیام نور نداره و صرفا جایی برای حرف زدنه!!×
+وبلاگی که 100 روز آپ نشه وبلاگ نیست پس حذف میشه از پیوندها!+

پیوندهای روزانه
گروه اجرائی
گروه پروژه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1393
دی 1391
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
آرشیو موضوعی
اخبار دانشگاه
طنز
آشنایی با رشته ي ما
اعتراضات!!
علمي
گونا گون
نویسندگان
ساهي
سهبا
پیوندها
سيستم گلستان
پورتال پيام نور مركز
پورتال پيام نور رشت
پيام نور آبسرد
پسر پیام نوری
نشریه سه نقطه پیام نور
وبلاگ پيام نور عسلويه
دانشگاه من = پیام زور
يادداشتهاي يك پيام نوري!
مهندسي مديريت پروژه سنندج
انجمن فناوري اطلاعات
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM